کشف گور ۶۲۰۰ ساله یک نوجوان در بلغارستان
- دسته بندی
- اخبار خارجی
- نویسنده
- تحریریه بوکینگ
- تاریخ ایجاد
- زمان مطالعه

باستانشناسان در بلغارستان گور یک نوجوان ۶۲۰۰ ساله را کشف کردهاند که شواهد نشان میدهد از حملهای وحشیانه توسط یک شیر جان سالم به در برده، اما در پی جراحات شدید، به فردی ناتوان تبدیل شده و برای ادامه زندگی به حمایت جامعه خود وابسته بوده است.
یافتههای یک پژوهش جدید نشان میدهد حدود ۶۲۰۰ سال پیش، نوجوانی ۱۶ تا ۱۸ ساله در منطقهای که امروزه بلغارستان نام دارد، هنگام شکار با یک شیر روبهرو شده و هدف حملهای مرگبار قرار گرفته است. آثار سوراخهای عمیق روی جمجمه این فرد حاکی از آسیب شدید مغزی است. با این حال، شواهد نشان میدهد او مدتی پس از حمله زنده مانده است.
به نوشته لایوساینس (LiveScience) این پژوهش که ۳۰ نوامبر ۲۰۲۵ در نشریه گزارشات علوم باستانشناسی (Journal of Archaeological Science Reports) منتشر شده، به دوره «عصر مس» (۴۵۰۰ تا ۳۵۰۰ پیش از میلاد) بازمیگردد؛ زمانی که شیرها در بخشهایی از اروپای شرقی زندگی میکردند و انسانها گاهی آنها را شکار و مصرف میکردند.
تحلیل اسکلت نشان میدهد شیر ابتدا نوجوان را به زمین زده و سپس چندین بار سر او را گاز گرفته است. «نادیژدا کاراستویانوا»، نویسنده اصلی این پژوهش و پژوهشگر موزه ملی تاریخ طبیعی آکادمی علوم بلغارستان، اعلام کرد الگوی زخمهای جمجمه با سلاحهای انسانی یا آسیبهای پس از مرگ همخوانی ندارد و از نظر اندازه، عمق و فاصله، با گازگرفتگی یک گوشتخوار بسیار بزرگ مطابقت دارد.
پژوهشگران برای شناسایی عامل حمله، جمجمه شیر و خرس را با آثار باقیمانده روی جمجمه نوجوان مقایسه کردند و با در نظر گرفتن پراکندگی جانوران در عصر مس، به این نتیجه رسیدند که شیر محتملترین عامل این حمله بوده است.
اگرچه شواهد باستانشناسی از حمله شیر به انسان بسیار نادر است، آنچه این مورد را استثناییتر میکند، زنده ماندن نوجوان پس از آسیب اولیه است. آثار ترمیم روی جمجمه نشان میدهد او تحت مراقبت قرار گرفته، اما روند بهبود محدود بوده و احتمالاً تنها دو تا سه ماه ادامه داشته است. در نهایت، او بر اثر عوارض جراحات جان خود را از دست داده است.
یکی از زخمها احتمالاً به مننژها (پردههای محافظ مغز) آسیب رسانده و وضعیت مغزی او را ناپایدار کرده بود. همچنین آثار زخمهای عمیق روی پاها و بازوی چپ نشان میدهد عضلات و تاندونها بهشدت آسیب دیده بودند.
به گفته کاراستویانوا (Karastoyanova) با توجه به ناتوانی شدید این نوجوان و بقای او برای مدتی قابلتوجه، بهاحتمال زیاد اعضای جامعه از او مراقبت میکردهاند. این موضوع نشاندهنده سطحی از همبستگی اجتماعی در جوامع ماقبلتاریخ است.
این نوجوان در نزدیکی سکونتگاهی باستانی به نام کوزارا موجیلا (Kozareva Mogila) (تپه بز) در شرق بلغارستان دفن شده بود. یافتههای پیشین در این محل حاکی از آن است که ساکنان منطقه دانش اولیه پزشکی داشته و حتی جراحیهای جمجمه انجام میدادهاند؛ عاملی که میتواند توضیحی برای زندهماندن موقت این فرد باشد.
با این حال، نوجوان احتمالاً با زخمهای عمیق و تغییرشکل ظاهری زندگی میکرده و توان انجام فعالیتهای فیزیکی مانند کشاورزی را نداشته است. او هنگام دفن، با دستانی قرارگرفته در برابر صورت در گوری عمیقتر از سایر گورها به خاک سپرده شده و هیچ شیء تدفینی همراه او یافت نشده است؛ موضوعی که میتواند نشاندهنده جایگاه اجتماعی پایین یا حتی ترس اطرافیان از او باشد.
پژوهشگران در پایان مقاله نوشتهاند:
تجربه زیسته این فرد، رفتار احتمالی ناشی از آسیبهای مغزی و ظاهر متفاوت او، ممکن است باعث شده باشد بهعنوان فردی غیرعادی و حتی خطرناک تلقی شود و در گوری عمیقتر دفن شود.



